گاهی میبینم هنوز دارم به همان روزها لبخند میزنم، چون غروری زیر این زخم خوابیده... و زیر پوست شب، جای قدمهایت را جستوجو میکنم؛ شاید باد خاطرههایت را باز آورد، شاید باران، عطر حضور تو را بر پنجرهی دلم بنشاند.
12پسند1نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.