آرولف
نمیدانم چه بر سرم آمده؛ اما خوب میدانم این منِ فعلی کسی نیست که مدتها پیش میشناختم. گیر افتادهام میان غریبهها و با خود از هر کسی غریبهترم. و تو ای آشنای همیشگی، در ازدحام بار سنگینِ نگاهها، در پچپچِ روانسوز ِ صداها، کجائی که رهائیام بخشی؟!
12پسند0نقد0
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.