شاید آزمونی بودم؛
میخواست بیازماید که اگر ستارهای را بکُشد، چه رخ میدهد.
و اکنون که مردهام، همهچیز رنگ و بوی دیگری یافته است. در سکوت شب، بازتاب نور من در خاطرش میماند؛
هر قطره اشک، پژواک نبودنم میشود،
2پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.