امسال.بعد از فوت کردن شمع،بعد از تبریکا و کادو ها،بعد از رفتن مهمونا...یه لحظه به خودم اومدم و دیدم تنها چیزی که بهش فکمیکنم اینه.یه سال دیگه و کارایی که دیگه نمیتونم انجام بدم.فرصتهایی که شاید برای بار اخر گیرم اومده بود.لحظه هایی که تا اخر عمر حسرت دوباره تجربه کردنشون رو دارم و در اخر،ادمایی که دیگههرگز برنمیگردن.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.