قلم از نفس افتادهست،
دیگر هیچ سطری نوشته نمیشود.
واژهها از دست رفتهاند،
کسی چیزی نمیگوید.
غم بر شانههامان رخنه کرده،
و پرندگانِ امید پر کشیدهاند.
کاش غنچهای، پیش از شکفتن، جان ندهد،
و رسوم، پردهی شب را سیاهتر نکنند.
12پسند0نظر1
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.