آوای تاریکی01 مرداد 1405امروز مثل همیشه داشتم داستانم رو مینوشتم که صفحه بعد دیدم کارکترم یک کاری کرده که من برنامهاش رو نداشتم. نیم ساعت به دیوار زل زده بودم از شدت شوک…4پسند0نقد0برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.