گاهی آدمها چنان آرام و بیصدا تغییر میکنند که حتی آینه نیز از درک آن بازمیماند؛ نه ترک تازهای بر چهره میافتد، نه چین روشنی بر پیشانی مینشیند، نه نشانهای آشکار در قامت پدیدار میشود. انگار که در جایی دورتر، در لایهای خاموشتر از جان، چیزی اندکاندک جابهجا میشود. چیزی که نه ناگهانی فرو میریزد و نه با هیاهو خود را اعلام میکند. بلکه آهسته، مانند نوری که از لای پرده به اتاقی نیمهتاریک راه پیدا میکند.