من آن شب، تمام زندگی ام را گریه کردم.
هر قطره ای که از چشمم میچکید، انگار یک روز از عمرم کم میکرد. آنقدر غمش زیاد بود که انگار سال ها از عمرم را کم شد.
_ بخشی از رمان سرو خمیده ام _
6پسند3نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.