آوای تاریکی22 تیر 1405دستهایش زخم شدند، آنقدر که تلاش کرد چیزی را که شکسته است و دیگر درست نمیشود با دستهای خالی نگه دارد. چیزی که خیلی وقت پیش باید درهم میشکست…4پسند0نقد0برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.