گرگ چشم از انتهای بیشه بر نمی داشت؛ به میمون گفت: « به نظرت او واقعا عاشقشه؟» میمون که داشت چیزی را با دستانش محاسبه می کرد با کلافگی گفت:« کدام احمقی عاشق کدام خری است؟» گرگ در حالی فقط توجهش به جلو بود گفت : « عشق روباه به طاووس رو میگم» میمون به سرعت بر لبه تپه پرید و لحظهای نگاه کرد ولی دوباره سمت کارش رفت و گفت: « روباه کارش کلاه گذاشتنه، طاووس هم محتاج تماشاچی؛ معاملهشون جوره دیگه» گرگ با اندوه گفت: « شاید این بار بحث سود و زیان نباشد شاید این ها واقعا عاشق باشند؟» میمون بعد از حساب کتابش علامتی بر روی استخوانی زد با همان بیتوجه قبلی گفت: «بعید میدونم! اگر لاشه یکیشون زمین نیوفتاد، بیا داستانشون رو برام تعریف کن. »
همه با سرعت بالا وانت پریدند و او تخت گاز حرکت کرد. چرا که از دور سیاهی مردمانی مسلح را می دید که به این سمت می آمدند. مردمانی که فقط زبان قتل و کشتار میفهمیدند. همان طور از آن سیاهی ها دور می شدند، چیزی دید که آرزوی می کرد هرگز ندیده بود. دختر کوچکش با عروسکش در دست، از دور به دنبال ماشین می آید و او را صدا می زد با تمام توانش می دوید ولی به ماشین نمی رسید. دخترش را واضح می دید ولی فاصله چندانی با آن مردان سیاه پوش ،نداشت پس نمی توانست بایستد چون حتما همه کشته میشدند. چشمش را از آینه بر گرفت. ...... وقتی به شهر امنی رسیدند. مادر گفت: « رقیه نیست ؟» و مرد که مثل گچ سفید شده بود نمی توانست در چهره زنش نگاه کند و نمی دانست چگون در مقام یک پدر به او چگونه بگوید چه دیده و چه کرده!
به درخت نگاه می کردم به بزرگی قد دو انسان فقط قطر تنه اش بود؛ چند سال طول کشیده بود تا به این نقطه برسد؟ اما به علت خود خواهی بشر در لحظه ای به زمین خورده بود.
میان صفحات می گشت تا آن شوخی بی مزه را که ماه پیش دیده بود پیدا کند! اما چرا به دنبال آن شوخی بود؟ در حالی می دانست کسی به آن نمی خندد. ادامه در کانال سرزمین میانی
سنگ بزرگی را با دقت می تراشید. می خواست تا جای ممکن صیقلی و زوایای آن مشخص باشد. سنگ پایه یک بنای عظیم می شد که قرار بود بار اولین تمدن را به دوش بکشد. آن سنگ درشت تیره که به اندازاش قدِ دو انسان می رسید، قرار بود در وسط میدان شهر قوانین حمورابی را به نمایش بگذارد. وقتی کارش بعد روز های طولانی تمام شده بر سنگ دستی کشید به سنگ نگاه فکر کرد آیا او و سنگ تحمل مسئولیت که برگدنشان گذاشته اند دارند؟ ادامه در کانال سرزمین میانی در فنجون...
نقدها
برگام میشه انگلیسی نوشت ؟؟
نه... روش های برای دوردن محدودیت هنوز هست. ولی پیشنهاد نمی شه چون خلاف قوانینه.