خانه| آقای نویسندِ |تکمیل شده23 مرداد 1405بارانِ امید| آقای نویسندِ |برشی از زندگیرواننگر126081چگونه میشود فردی تمام عمر انسانی را گرفته باشد ولی عوض عذرخواهی، طلبکار باشد؟!شروع مطالعهفصلها(1 فصل)1بارانِ امید11 دی 1404داستانهای مرتبطآخرین ایستگاهکیانسادیسمنیروانا دختاعدام یک رویا ملکه پنگوش ها 🐧✨قلم های تراشخوردهداریوشزمزمهٔ تیک تاکرستانقدها| آقای نویسندِ |11 دیخوشحال میشم نظرتون رو بگید :)2پاسخماه ناز🌙🍷04 فروردینخیلی قشنگ بود موضوع داستانم خیلی هیجان انگیز بود💖💖3پاسخ1 پاسخ| آقای نویسندِ |04 فروردینمرسی از انرژی مثبتی که دادید🙏🏻🌱0پاسخمسافر زمان04 فروردینتوصیف ها عالی بودن انگار این داستان روایت خیلی هاست.2پاسخ1 پاسخ| آقای نویسندِ |04 فروردینممنونم، نظر لطفتونه 🙏🏻🌱1پاسخمالنکایا پتیچکا05 فروردینخیلی خوب بود عالی نوشتی ❤️1پاسخ1 پاسخ| آقای نویسندِ |06 فروردینممنون🌱1پاسخیاسین سیلاوی08 فروردینقلمت خیلی گیراست. اومده بودم فقط یه بخشی از داستان رو بخونم که تا به خودم اومدم دیدم سطر آخرم.2پاسخ1 پاسخ| آقای نویسندِ |09 فروردینممنون از انرژی خوبی که انتقال میدید🙏🏻🌱0پاسخیاسین سیلاوی08 فروردیندر مورد داستان هم، واقعا درد بزرگیه این سرکوفت زدنهای پدر و مادر. بیشتر این کمالگراییهایی که دچارش هستیم (که اگر نبودیم کلی تو زندگی جلو بودم) دلیلش همین سرکوفتهاست؛ و تو به خوبی اینو (و حتی گوشهای از راه حلش رو) به تصویر کشیدی. ایول بهت 👌2پاسخ1 پاسخ| آقای نویسندِ |09 فروردین🌱🙏🏻0پاسخی س08 فروردینکاش این داستان بجای برشی از زندگی در دسته تخیلی قرار میگرفت.3پاسخ1 پاسخیاسین سیلاوی10 فروردیناحتمالا منظور این بوده که کاش انقدر اتفاق نمیافتاد برای آدمها که مجبور بودیم اون رو در دسته تخیلی قرار بدیم2پاسخدل افگار10 فروردینچقدر زیبا و واقعی...1پاسخ
ماه ناز🌙🍷04 فروردینخیلی قشنگ بود موضوع داستانم خیلی هیجان انگیز بود💖💖3پاسخ1 پاسخ| آقای نویسندِ |04 فروردینمرسی از انرژی مثبتی که دادید🙏🏻🌱0پاسخ
مسافر زمان04 فروردینتوصیف ها عالی بودن انگار این داستان روایت خیلی هاست.2پاسخ1 پاسخ| آقای نویسندِ |04 فروردینممنونم، نظر لطفتونه 🙏🏻🌱1پاسخ
یاسین سیلاوی08 فروردینقلمت خیلی گیراست. اومده بودم فقط یه بخشی از داستان رو بخونم که تا به خودم اومدم دیدم سطر آخرم.2پاسخ1 پاسخ| آقای نویسندِ |09 فروردینممنون از انرژی خوبی که انتقال میدید🙏🏻🌱0پاسخ
یاسین سیلاوی08 فروردیندر مورد داستان هم، واقعا درد بزرگیه این سرکوفت زدنهای پدر و مادر. بیشتر این کمالگراییهایی که دچارش هستیم (که اگر نبودیم کلی تو زندگی جلو بودم) دلیلش همین سرکوفتهاست؛ و تو به خوبی اینو (و حتی گوشهای از راه حلش رو) به تصویر کشیدی. ایول بهت 👌2پاسخ1 پاسخ| آقای نویسندِ |09 فروردین🌱🙏🏻0پاسخ
ی س08 فروردینکاش این داستان بجای برشی از زندگی در دسته تخیلی قرار میگرفت.3پاسخ1 پاسخیاسین سیلاوی10 فروردیناحتمالا منظور این بوده که کاش انقدر اتفاق نمیافتاد برای آدمها که مجبور بودیم اون رو در دسته تخیلی قرار بدیم2پاسخ
یاسین سیلاوی10 فروردیناحتمالا منظور این بوده که کاش انقدر اتفاق نمیافتاد برای آدمها که مجبور بودیم اون رو در دسته تخیلی قرار بدیم2پاسخ
نقدها
خوشحال میشم نظرتون رو بگید :)
خیلی قشنگ بود موضوع داستانم خیلی هیجان انگیز بود💖💖
مرسی از انرژی مثبتی که دادید🙏🏻🌱
توصیف ها عالی بودن انگار این داستان روایت خیلی هاست.
ممنونم، نظر لطفتونه 🙏🏻🌱
خیلی خوب بود عالی نوشتی ❤️
ممنون🌱
قلمت خیلی گیراست. اومده بودم فقط یه بخشی از داستان رو بخونم که تا به خودم اومدم دیدم سطر آخرم.
ممنون از انرژی خوبی که انتقال میدید🙏🏻🌱
در مورد داستان هم، واقعا درد بزرگیه این سرکوفت زدنهای پدر و مادر. بیشتر این کمالگراییهایی که دچارش هستیم (که اگر نبودیم کلی تو زندگی جلو بودم) دلیلش همین سرکوفتهاست؛ و تو به خوبی اینو (و حتی گوشهای از راه حلش رو) به تصویر کشیدی. ایول بهت 👌
🌱🙏🏻
کاش این داستان بجای برشی از زندگی در دسته تخیلی قرار میگرفت.
احتمالا منظور این بوده که کاش انقدر اتفاق نمیافتاد برای آدمها که مجبور بودیم اون رو در دسته تخیلی قرار بدیم
چقدر زیبا و واقعی...