
برشی از زندگیهراسرازآلود
5160617
گاهی هیولا زیر تختت پنهان نشده؛ توی ذهنت نفس میکشه، با صدات حرف میزنه و آرومآروم تو رو از خودت میگیره. جی فقط شروعِ جنون بود؛ و نلا، آخرین شاهدِ حقیقتی که هیچکس باور نمیکنه.
فصلها
(17 فصل)- 17
والدین
18 مهر 1405 - 16
کالبد شکافی
07 مهر 1405 - 15
زیر میز
02 مهر 1405 - 14
هکر دولت
30 شهریور 1405 - 13
در بازپرسی و افسر پلیس
22 شهریور 1405 - 12
خانوم جانستون به بخش کلانتری
20 شهریور 1405 - 11
محل سانحه خودکشی
19 شهریور 1405 - 10
نبضی در جریان نیست
19 شهریور 1405 - 9
انتهای راه رو ، جی بزرگ می شود .
18 شهریور 1405 - 8
ضربه مغزی شده است .
17 شهریور 1405 - 7
مقصر جی بزرگ است !
15 شهریور 1405 - 6
آغوش خونین
14 شهریور 1405 - 5
شیرجه ای مرگبار
13 شهریور 1405 - 4
استخری پر از خالی
13 شهریور 1405 - 3
برنده بازی
13 شهریور 1405 - 2
منچ بازی
12 شهریور 1405 - 1
دوست او ، جی !
12 شهریور 1405





نقدها
الان دنیل اسکیزوفرنی داره یا جی واقعا وجود داره؟☕🤎
در ادامه خواهید فهمید ☕🤎
باحال بود، ادامش بنویس🙂
متشکر 💖انرژی گرفتم حتما☕
یه فنجون قهوه طلبت! ☕منتظر پارت های بعدی هستم... 😊
خیلی خیلی ممنونم💖☺️چشم امروز می ذارم .☕
جالبه ادامش رو بنویس😀
به چشم ، تشکر حتماا🫠💝🤧
خیلییی مجذوب کننده بود دیالوگ هاش هم خیلی طبیعی بودن. فقط شاید اگر بخوام نقدی کنم، بعضی از احساس ها خیلی سریع ازشون گذشته میشه.ولی در کل خیلی باحال بود منتظر ادامهاش هستم☕☕🤎
خیلیییییییییییییی ممنونم ☕🤎 دوباره میشینم از اول می خونم مشکلی بود ویراستاری می کنم 🥹
خیلی داستان خوبیه ، امیدوارم هرچه زودتر بخش های جدید رو هم بذارین☕موفق باشید .
تشکری فراوان 🤗حتما می ذارم.