
برشی از زندگیهراسرازآلود
43003
دنیل از کودکی دوستی داشت که هیچکس نمیدید دوستی که یک روز کشته شد و سالها بعد دوباره برگشت وقتی نلا از جهنمِ پدرش فرار میکند تازه میفهمد پدرش دیوانه نبوده **یک طلسم قدیمی درون او بیدار شده بود**

دنیل از کودکی دوستی داشت که هیچکس نمیدید دوستی که یک روز کشته شد و سالها بعد دوباره برگشت وقتی نلا از جهنمِ پدرش فرار میکند تازه میفهمد پدرش دیوانه نبوده **یک طلسم قدیمی درون او بیدار شده بود**
نقدها