آسایش آرامیک ماه پیش
اشک بریز دخترک
هرگز مزه اولین بودن را نخواهی چشید..
مادرت دوستت دارد اما برایش الویت نداری
پدرت دوستت دارد اما برایش الویت نداری
برادر دوستت دارد اما برایش الویت نداری
خواهرت دوستت دارد اما برایش الویت نداری
حتی آن پسرک غریبه هم فقط دوستت دارد اما برایش الویت نداری.
حتی برای خاک هم الویت نداری
این خلاء روزی از هستی پاکت خواهد کرد..
اشکی نرم از چشمانت بیرون می خزد و زمزمه تلخت هم جا را فرا می گیرد:
"کاش هرگز دوست داشته نمی شدم."