کسی که داستانم رو نقد می کرد ازم پرسید: "چجوری با ظرافت حالات روانی شخصیت رو نوشتم؟"
میگم: "تحقیق و مطالعه کردم و.."
می پره وسط حرفم: "نه! این فرق داشت انگار تجربه اش کردی."
گفتم: "چو دانی و پرسی سوالت خطاست."
11پسند5نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
خب من متن های زیادی نوشتم، معمولا توی گروه های نقد میفرستم. البته یک مورد در فنجون هست داستان کوتاه تلاقی که نارسیس منتشرش کرده. چون قرار نبود خودم بیام بهش دادم. 🤎
جدا از این حرفا نویسنده مطلقا کسی نیست فقط سیاهه بنویسه. باید تک تک لحظاتی که مینویسی رو زندگی کنی، مثلا لحظه تیر خوردن یا فروپاشی روانی رو اگه خودت باور کردی پس مخاطبت هم باور میکنه.
اونی که میخونه صرفا یه بار اون صحنه رو میبینه یا زندگی میکنه اما اونی که مینویسه بارها اون صحنه رو پردازش میکنه، زندگی میکنه و ریز به ریز جزییات رو می شناسه. جوری که اگه ازش بپرسن توی اون صحنه هوا آفتابی بود یا ابری هم جواب میده.
نقدها
داستان داری؟ جایی منتشرشون نکردی؟ 🥲
خب من متن های زیادی نوشتم، معمولا توی گروه های نقد میفرستم. البته یک مورد در فنجون هست داستان کوتاه تلاقی که نارسیس منتشرش کرده. چون قرار نبود خودم بیام بهش دادم. 🤎
جدا از این حرفا نویسنده مطلقا کسی نیست فقط سیاهه بنویسه. باید تک تک لحظاتی که مینویسی رو زندگی کنی، مثلا لحظه تیر خوردن یا فروپاشی روانی رو اگه خودت باور کردی پس مخاطبت هم باور میکنه.
این خوبه من توی اتاقم هر صحنه رو بازی میکنم که بتونم توی رمان زندگی کنم. واقعا آدمی که رمان مینویسه انگار لحظه به لحظه ی رمان رو تجربه کرده
اینجوری که یک شاهکار خلق میشه ✨
خیلی خوب بود 🔥🔥
ممنون 🤎
اونی که میخونه صرفا یه بار اون صحنه رو میبینه یا زندگی میکنه اما اونی که مینویسه بارها اون صحنه رو پردازش میکنه، زندگی میکنه و ریز به ریز جزییات رو می شناسه. جوری که اگه ازش بپرسن توی اون صحنه هوا آفتابی بود یا ابری هم جواب میده.
🤝🏻🌹