پارت آخر رمانم رو همین الان تموم کردم و نکته مهم اینجاست که خودم حدود سه لیتری گریه کردم بخاطرش
سردر رمان باید بنویس با دستمال کاغذی وارد شوید.
خطر کور شدن.
7پسند5نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
درکت میکنم، ولی تجربه ثابت کرده که وقتی خود نویسنده برای بخشی از داستان گریه میکنه گاهی خواننده سر اون بخش گریه نمیکنه. چون نویسنده ارتباط نزدیک تری با کاراکتراش داره و بهتر متوجه حس و حالشون میشه. حتی اگر یه موقعیت طنز باشه هم میتونه گریه نویسنده رو در بیاره:)
نقدها
یک رمان دارم مینویسم پایانش انقدر غمگینه که هر اهنگ غمگینی میشنوم فقط اون صحنه ها رو تصور میکنم
امیدوارم توی غم داستان گیر نکنی🤎🌹🫠
درکت میکنم
🤝🏻✨
درکت میکنم، ولی تجربه ثابت کرده که وقتی خود نویسنده برای بخشی از داستان گریه میکنه گاهی خواننده سر اون بخش گریه نمیکنه. چون نویسنده ارتباط نزدیک تری با کاراکتراش داره و بهتر متوجه حس و حالشون میشه. حتی اگر یه موقعیت طنز باشه هم میتونه گریه نویسنده رو در بیاره:)
خب سابقه نداشته من برای چیزی که مینویسم گریه کنم و اینکه درمورد آرام شدن یک طوفانهآرامش طوفان هم عادی نخواهد بود.
درمورد سه لیتر که خیلی اغراق کردی اما خب یک غم شکوهمندانه است. از پایان های تلخ خوشم نمیاد اما راه دیگه ای برای این شخصیت وجود نداشت. خیلی خوشگل بود😭✨
دقیقا هیچی راهی براش وجود نداشت..این شخصیت میتونه ازم شکایت کنه خیلی بدبختش کردم🦥
شخصیتی که تو ساختی آدم شکایت نبود
میدونم بچه ام خیلی باهوش بود. 😁