بر روی بام نشسته و به پهنای آسمان شب خیره بودند.
گفت:« به اون ستاره نگاه کن، خیلی قشنگه!»
نگاهش کردم و گفتم؛«کدام ستاره؟»
گفت:«همان که انعکاسش، درون چشمان شیشه ای توست و قلب مرا به لرزه میاندازد♡
8پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.