برایم مهم نیست، قلبم از سرمای زمستان بسوزد یا گرمای تابستان...
من همچنان تکیه بر تیر چراغی زدهام که کنار ایستگاه قطار است...
و نگاه به جای خالی قدمهایی نهادم که هنوز جایشان با برگشتن تو پر نشده...
10پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.