«جای خالی»
روزها میگذرند و من
هر روز تمام خاطرات مان را مرور میکنم.
همه لحظات، دقایق و ثانیه ها را به یاد میآورم.
اما دیگر مایی وجود ندارد.
فقط من ماندم و من
با کوله باری از خاطرات گذشته.
و من مجبور هستم، هر روز که بیدار میشوم با جای خالی تو رو به رو شوم.
ایکاش در دنیای دیگر، باز هم دیگر را ملاقات کنیم و من تو را از دست ندهم.