هنر فقط وابسته به زیبایی نیست، گاهی از درد جوانه میزند.
گاهی همان درد، مانند یک شکوفه گیلاس رشد میکند، قلبی را شکاف میدهد و از آن بیرون میرود.
زمانی که بتوان تاریکی را دید، شکاف نور را میتوان حس کرد.
آخر تمام قصهها با به خوبی و خوشی زندگی کردند، تمام نمیشود.
برخی از آنها با درد و اشک تمام میشود.
دردی که تا سالها یادت میماند؛ اما اگر درد نبود، هنری هم باقی میماند؟