مدتی طولانی است که او را از خاطر برده بود که باز خوابش را دید.
البته نه که صورتش را ببیند!
فقط پیامی از او در خواب دید که میخواست او را دوباره ببیند.
صبح فقط به این فکر میکرد مگر انسان قطع بود که بدنش چنین آلارم منزجر کننده داده.
11پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.