به باور من، نوشتن یک دایرةالمعارف نویسندگی برای هر نویسندهای که میخواهد بر جهان داستانی خود اشرافی کامل داشته باشد، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. جهانسازی تنها به خلق سرزمینها، فرهنگها و تاریخها محدود نمیشود؛ بلکه به شناخت دقیق سازوکارهایی وابسته است که به یک جهان خیالی جان میبخشند و آن را باورپذیر میکنند. چنین دایرةالمعارفی به نویسنده کمک میکند تا دانستههای خود را سامان دهد، از تناقضها جلوگیری کند و با دیدی گستردهتر و عمیقتر به آفرینش داستان بپردازد. هرچه این گنجینهی دانش کاملتر باشد، پایههای جهان داستانی نیز استوارتر و زندهتر خواهند بود.🫠