_ ببین اینجای اشعار مانی نیست
+( سرش تو گوشیه و فقط همینجوری سر تکون میده)
_ نوشتههاش جالبه، اینجای رو ببین این چه نگاره جالبیه( کتاب رو کامل سمتش میگیره)
+( یکم سرش رو بلند میکنه بعد کامل با دقت به اون تصویر نگاه میکنه)
_( لبخند میزنه)
+ این چیه؟
_ بلایی که قراره سرت بیارم!
« نگاره از مانی که اول پوستش رو کندن و بعد دارش زدن »