من در استانهی غمی مشهود در شبی تاریک پوش، به هنگامهی تقههای مرگ، در را بر او میگشایم.
من میروم، بی انکه تو رفتنم را ادراک کنی و ترجیح میدهی در خواب شیرینت بمانی و تلخی مرگ مرا نفهمی..
نجواماهانی
12پسند0نقد1
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.