منظورم از داشتن حیوانخانگی این نیست که موجودی باشد که با آن خودم را سرگرم کنم.
آدم با یک فیلم و کتاب سرگرم میشد. بعضی وقتها آدم نیاز دارد حس کند کسی به او محتاج است!
حس اینکه کمک به او، رسیدگی به او آن کمبود احساس نیازمندی را از انسان کم میکند.
بعد هر بار تمام زندگی بودن حیوانات خانگی این را فهمیدم.
آخرین باری که گربه نارنجی عزیزم بی هیچ نالهی خود را گوشهای پنهان کرده بود و قتی پیدایش کردم دیر شده بود.
یا همستر کوچکم که داخل دستم نفس آخرش را کشید.