من یک نویسنده تازه کار هستم.پیشاپیش بابت مشکلات متن عذرخواهی میکنم و امیدوارم با نظراتتون به بهتر شدنش کمک کنید.بلد نیستم هنوز توی برنامه یک داستان درست کنم مجبورم اینطور بزارم.
.کارناوال خون
هیولاها از کجا می ایند؟
نفس کشیدن زیر این ماسک سخت است.با اینحال همیشه آن را میگزارم.ماسک هویت من را از ان دروغگویی که روی صحنه میرود جدامیکند.و البته ان هارا میپوشاند.اینکه بخواهم به گریمور توضیح دهم چرا اثار برش زیادی روی صورتم است...خسته کننده است.با ماسک میشود همه چیز را حل و فصل کرد.ان هم وقتی که هربار تعدادشان زیاد میشود.و بعضی دوباره سر بازمیکنند.بوی پودر گریم هم همیشه حالم را بهم میزند.واقعا نمیدانم انها چرا ان را بر روی صورتشان تحمل میکنند؛درحالیکه همیشه کار با یک ماسک ساده جمع میشود.برای زنان بازمیشود جوابی یافت.درحقیقت جواب از پیش داده شده.اما مردها؟ زیر یک دروغ ضخیم چروک هایشان را پنهان می کنند.البته ماسک هم دروغ میگوید.اما حداقل سعی نمیکند بر دروغش لباس حقیقت بپوشاند.صدای قژقژ چرخ ها می اید.اول باید بازیگر نقش های دیگر بر روی صحنه بروند.این پرده خیلی شلوغ است.ولی خوشبختانه نقش من در اوایلش زیاد نیست.
7پسند1نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.