سرش را کج کرد و لبخند غمگینی زد: تو شبیه سرزمینم هستی...
_سرزمینت؟ چطور؟
مکث کرد، نگاهش به زمین دوخته شده بود. انگار داشت سعی میکرد تصویری را به یاد بیاورد.
_خب، اندوهگین؛ اما زیبا، دوستداشتنی، و فراموش نشدنی!(:
13پسند0نظر1
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.