در اتاق خالی افکار مینشینم. باز هم کسی سراغم را نمیگیرد. پس سرم را زیر آب سکوت فرو میبرم. میشمارم. تا بینهایت. من مدتها پیش آخرین نفسم تمام شد. چرا هیچکس جنازهی این دختر را پیدا نمیکند؟
15پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.