نمیدانم...
هیچ نمیدانم
سرگردانم، همچون برگی خشکیده
که سوار بر امواج بیرحم نسیم بهاری شده
نمیدانم به کجا میروم
میان طوفان سؤالها، گمشده در باد بیجهت
جهان میچرخد، اما من معلقم
بیریشه، بیمقصد
تنها با این ندانستن تلخ، که چون خاری در گلوی روحم گیر کرده
کجاست پایان این سرگردانی؟
نمیدانم...
9پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.