کاش خورشید بودم و گیاهان را نوازش میکردم
و جانی دوباره به آنها میدادم.
کاش موسیقیای تکرار نشدنی بودم
و آرامش را به روحها هدیه میدادم.
کاش بوم نقاشیای بودم که احساسات نقاش را با خود
حمل میکند و حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
کاش هر چیزی بودم به غیر از انسان؛
انسان بودن سخت است، خیلی سخت. . .
نقدها
به قول احمد شاملو: انسان دشواری وظیفه است! :)
صد البته
من به هیأتِ «ما» زاده شدم به هیأتِ پُرشکوهِ انسان تا در بهارِ گیاه به تماشای رنگینکمانِ پروانه بنشینم غرورِ کوه را دریابم و هیبتِ دریا را بشنوم تا شریطه خود را بشناسم و جهان را به قدرِ همت و فرصتِ خویش معنا دهم که کارستانی از ایندست از توانِ درخت و پرنده و صخره و آبشار بیرون است. انسان زاده شدن تجسّدِ وظیفه بود: توانِ دوستداشتن و دوستداشتهشدن توانِ شنفتن توانِ دیدن و گفتن توانِ اندُهگین و شادمانشدن توانِ خندیدن به وسعتِ دل، توانِ گریستن از سُویدای جان توانِ گردن به غرور برافراشتن در ارتفاعِ شُکوهناکِ فروتنی توانِ جلیلِ به دوش بردنِ بارِ امانت و توانِ غمناکِ تحملِ تنهایی تنهایی تنهایی تنهایی عریان. انسان دشواری وظیفه است.
خیلی زیبا بود ☕️
عشقمم تو همه اینا برای من هستیییی❤️🫶🏻
قربونت برممم تو هم همینطور عزیزم🥲🤍🎀
خدا نکنه خوشگلههه🫶🏻