سخت است
درد دارد
عذابآور است
تکیهگاه؟ کدام تکیهگاه؟
آنان که در لبخندشان مهربانیست و در نگاهشان، خنجری که از تیزی برق میزند.
تنها، زیر بار سایههای پنهان، نفس میکشم.
انتظار دستی گرم، اما باد سردِ بیمهری میوزد.
کجا پناهی، وقتی دیوارها هم خیانت میکنند؟
فقط سکوت
و این قلب خسته که هنوز میتپد...
9پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.