آدم های مختلفی پادر کافه ما میگذاشتن خیلی ها فقط برای قهوه ای میآمدند تا روزشان را شروع کنند ، خیلی های دیگر با زوج خود می آمدند تا در کنار هم از موضوعی لذت ببرند.
روزی کسی آمد که متفاوت از بقیه بود در کنار پنجره نشست و بیرون را نگاه کرد، نمیدانم چه در من با دیدن او اتفاق افتاد که حتی قهوه آن روز هم برای من شیرین بود.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.