آدمهای دورش کمتر و کمتر میشدند؛ اما برایش مهم نبود.
معتقد بود اگر خودش را داشته باشد، عملا کم و کسری ندارد.
بیاحساس یا بیرحم نبود؛ فقط روی آدمها حساب باز نمیکرد.
ته داستان را خوب میدانست؛ دیگر امیدش فقط به خودش بود.
17پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.