تابی که زندگی سوار شده متوقف نمیشود. هر چه تابش میدهم بالا تر میرود و سریعتر تاب میخورد و به اوج خود میرسد.
ای کاش کودکی بودم روی تابی که به بلند بالایش میرسیدم. جیغ میزدم و میخندیدم. اما انسانی درماندهام که دارم تابی خالی را هُل میدهم.
6پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.