میگوید که من شبیه به پازلی هستم که تمام تیکههایش را گم کردهام!
تکههایم را نمییابد. شاید هم نمیخواهد که بییابد.
اگر میخواست، الان این چنین نبود.
تکههایم را پیدا نمیکرد!
خرابش میکرد و دوباره میچید و باز خرابش میکرد.
دیگر خودم را نمیشناسم.
5پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.