گفتم :《میدانی چرا آراماند؟》
گفت:《زیاد فکر نکردند، زیاد توضیح ندادند و زیاد وابسته نبودند؛ به هیچچیز و به هیچکس.》
دوباره گفتم:《میدانی چرا آراماند؟》
مکثی کرد و گفت:《چون به خودشان سخت نگرفتند و فراتر از توان و نیازشان نخواستند.》
گفتم :《میدانی چرا آرام نیستی؟..》
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.