پدربزرگ مُرد، از بس که سیگار کشید..
مادر بزرگ ساعت زنجیردار او را که به جلیقه اش وصل میشد به من بخشید، بعد ها که ساعت خراب شد ساعت ساز عکسی به من داد که در صفحه پشتی ساعت مخفی شده بود،
دختری که شبیه جوانی مادربزرگ نبود!
پدر بزرگ چقدر سیگار میکشید..
23پسند7نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
ولی این داستانک هیچوقت تکراری نمیشه!
:)))
علاوه بر پرام ؛ خودمم ریختم .
وای :)))
اوه اوه..
شماره رل میخواهم ۰۹۹۱۵۶۳۱۹۰۸
وا 😐 خسته شو ایرانی خستم کردی با این مسخره بازیا یجا بزارید در آرامش باشیم 😐
وای این برا منم نوشته سلام🗿. ملت روانی شدن .
جدی کاش اینترنتا وصل بود براشون شماره روانپزشک خوب میفرستادم نیازمندن 😐😃
رل میخواهد.🚬
🤣🤣
گومیخورد🌹؛
برگام ریخت😂
حق بخدا 🤣🤣