فرهمند06 فروردین 1405آرزو میکرد، پیرمردی بود که درکلبهی در نزدیکی یک ساحل همراه معشوقش زندگی میکرد ولی مرد جوان بود در شهر شلوغ که تنهای او را فراگرفته بود.11پسند0نقد0برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.