دروغهای زیادی گفتی؛
اولی این بود که دوستم داری.دومی اینکه مراقبم هستی.
سومی وقتی بود که گفتی برای همیشه میمانی.
اما آخری؛ آخری از همه بیشتر درد داشت؛
گفتی واقعا میروی. اما من تو را همه جا میبینم.
14پسند1نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
اینکه نمیشود دخترکی با پیراهن راه راهِ مشکی و سفیدش را دوباره گوشه و کنار جهان محدود و غیر قابل فرارم نبینم، تقصیر من است،راه حلهم واضح میباشد،درقدم اول به چشم هایم شلیک میکنم و در وهله دوم سعی میکنم در اثر شلیک زنده بمانم.
نقدها
اینکه نمیشود دخترکی با پیراهن راه راهِ مشکی و سفیدش را دوباره گوشه و کنار جهان محدود و غیر قابل فرارم نبینم، تقصیر من است،راه حلهم واضح میباشد،درقدم اول به چشم هایم شلیک میکنم و در وهله دوم سعی میکنم در اثر شلیک زنده بمانم.
خیلی قشنگ بود🫠💔