دلش نمیخواست از خانه بیرون رود.
آنها وادارش میکردند.
برای کاری که میخواستم خم نمیتوانست تصمیمش را عملی کند بعد توقع دارند که برای زندگیم کاری کنم!
مگر اجازه میدهید؟
6پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.