فرهمند25 اسفند 1404نیاز دارم در یک جاده بنشینم. دو طرفم را درختان و زمین سبز گرفته باشد و باران ببارد. به جاده خالی بنگرم که هیچ ماشینی از آن رفت و آمد نمیکند و در یک پیچ محو میشود.11پسند0نقد0برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.