بچها بیاین این داستانک رو ادامه بدیم.. ⬇️>>
در رشتههای ذهنش غرق شده بود که ناگهان آوایی آرام در فضا پخش شد "قهوه ات سرد نشه دخترکوچولوی من!"
با لبخندی گشاد سرش را برگرداند "برگشتی؟!"
اما...
1پسند6نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.