هر آدمی قصه ای داشت،اما در این ساختمان،من داستانی نداشتم.راهی نداشتم که بخوام داستانی داشته باشم!ورقه های کتابم سیاهِ سیاهه؛دقیقا مثل زندگیم.مثل بختم.من همون اول داستان باختمو قبول کردم.تموم شدم.شکستم.خرد شدم.تیکه تیکه شدم.مردم .
- برای دریای بیآب .
6پسند1نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.