روزها از داستانهای که قرار بود آنها را به عنوان یک نمایشنامه اقتباس کن میگذشت. کتابها را جلوی چشمانش گذاشته بود. جلدهایشان داشت خاک میگرفت. باید میرفت دوباره آنها را میخواند، هرچند که دیگر مغزش توان داستان را نداشت.
3پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.