او مسئول این حالم بود. حالا در این کلبه نشستیم و تمام دستانم پر خون است و او متعجب به دستانم زل زده.
-با دستات چیکار کردی؟
به دستم نگاه کردم. مگه چند تیکه اینه شکسته در گوشت دستم چه چیز عجیبی داشت؟
7پسند2نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
والا بخدا ، عجیبه ؟! چیز عجیبی نیس ، اتفاقا چند روزیَم هست فکرش تو کلم داره رژه میره .
و دوست دارم که سرش را به دیوار بکوبم😌😂
دیگه افتاده تو سرم دیگه چیکارش کنیم😂😔