بوی دوده و خون مشامم را پر کرده بود. همان پشت خود را پنهان کرده بودم. تعدادی از انسانها را میدیدم که پشت هم نشسته بودند و کمی جلو تر از آنها به زور مشخص بود. جسمی رو زمین بود، صورتش را نمیدیدم. اما فردی که جلوی آن بود مشخص بود با خجری خونین و...
5پسند1نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.