نگاهش کردم در حالی که دختربچه را در آغوش کشید احتمالا مهربانانه نگاهش نکردم چون گفت《داری به ی بچه حسودی میکنی ژنرال؟》 به آسمان نگاه کردم《نه...فقط داشتم فکر میکردم جای خواهرزادت بچهی ما میتونه تو بغلت باشه》
با خنده گفت《داری ازم خاستگاری میکنی؟》