در حالیم که همچیز را میخواهم و همه چیز را پس میزنم. در آشوب رگهایم، میل رسیدن و هراس بودن میرقصند؛ امید، سایهای لغزان پشت پنجره، و من میان این رفت و برگشتها، خاموش و بیقرار میمانم.
6پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.