-کاش زندگی هم یه دفتر بود. هر وقت صفحهای بود که ازش خوشت نمیاومد، پاره میکردی و میریختیش دور؛ تا دوباره از اول بنویسی.
-ولی اون وقت تا همیشه، جای خالی اون صفحات توی زندگیت میموند؛ اون وقت یادت میموند که همیشه داری از یه چیزی فرار میکنی.
12پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.