ررجینا03 شهریور 1404صدایی از پشت سرش شنید. سنجاق سری که سعی داشت با کمک آن قفل در را باز کند، روی زمین افتاد. به عقب نگاه کرد. دو چشم زرد و درنده به او خیره شدند:« کجا با این عجله؟»7پسند0نظر1برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن