آن هنگام که سر به خاک نهادم تو بیا، تو بیا و تنِ فرسودهام را در آغوش بگیر. لحظهای گمان مبر که حایلی چون سنگِ مزارم میانِ ما قرار گرفته؛ در آغوشم بگیر که تنها تو میدانستی چه ها که بر من گذشت و چه خنجرها که بر تنِ من فرود نیامد.
12پسند2نظر1
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.